انتقال مصدومین و مجروحین
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۰۰ مدخل · حرف Iفرد مصدوم
شخص دارای جراحت جدی، مجروح شدید
شخص دارای جراحت سطحی، مجروح سطحی
صدمه، آسیب، لطمه، خسارت، زخم، جراحت، آسبدیدگی، زیان، ضرر
جراحت جسمانی
جراحت (در ناحیه) سر
جراحت داخلی
جراحت جزیی،
جراحت متعدد
جراحت شدید، جراحت جدی
جراحت شدید
جراحت سطحی، زخم سطحی، جراحت جزیی
واخوردگی کردن (در تصادفات رانندگی)
تصادف منجر به جرح، تصادف منجربه آسیب جسمی
تصادف منجر به جراحت شدید