صفحه چسبنده
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلآب چسبیده
چسبندگی
دالان شناسایی، گالری شناسایی
مجاور، نزدیک، همجوار
خط کناره، خط حاشیه، خط مجاور
املاک مجاور
سنگ مجاور
لایه های مجاور
هم مرز، متصل، پهلوی هم، پیوسته
ساختمان حاشیهای، ساختمان (ملک) کنار جاده
پیادهروی پیوسته
توضیح تکمیلی
(پیادهروهایی که در طول آنها هیچگونه تلافی یا تداخل یا مسیرهای اتومبیل رو به وجود نمیآید.
تنظیم کردن، میزان کردن، تعدیل کردن، اصلاح کردن، وفق دادن، سازگار کردن، تطبیق دادن
پستانک فوران قابل تنظیم
برقوی بازشوی قابل تنظیم(برای مته)
چراغی که نور آن قابل تنظیم است