عمل پاکسازی، تصفیه، پالودن
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلاداره خدمات شهری (اداره مسؤول پاکسازی خیابانها و جمعآوری زبالهها)
لایروبی مجرای فاضلاب
شفاف، صاف، واضح، روشن، آشکار، مشخص، مسلم، بدیهی، با، خلوت (جاده)، تماماً، کاملاً، تصفیه کردن، صاف کردن، تخلیه کردن، برداشتن، رفع کردن
باز کردن [راه]
تخلیه کردن تقاطع
پاک کردن برق
قابلیت دید واضح، میدان دید آشکار
پاکسازی، باز کردن (راه، زمین)، تخلیه، بیرون ریختن، فضای ایمن، فضای مانور، فاصله ایمن، لقی، رواداری، جای آزاد برای حرکت یا عبور، فاصله بین وسیله نقلیه و سقف پل یا تونل، ارتفاع ایمن (پل)
فاصله عمودی بین سطح تماس لاستیک با زمین و شاسی وسیله نقلیه
ارتفاع آزاد، ارتفاع آزاد زیر یک پل
تخلیه تقاطع
فاصله آزاد ایمن
فاصله آزاد عمودی [اصطلاح آمریکایی]
فاصله ایمن، فاصله طولی (بین دو وسیله نقلیه)
فاصله زمانی تخلیه، زمان تخلیه (در چراغهای راهنمایی)