دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۹۸۰ مدخل · حرف F
پاک کردن فیلترها ×

آپارتمان (بریتانیا)، پهنا، پهنی، قسمت پهن، زمین پست، لاستیک بی‌باد، لاستیک پنچر، صاف، مسطح، یکدست، هموار، تخت، قاطع، صریح، قطعی، کساد، بی‌رونق (بازار)، مات (رنگ)، ثابت، یکنواخت (کرایه، نرخ)

واگن باری مسطح

توضیح تکمیلی

(عبارت است از واگن باری راه‌آهن فاقد دیواره و سقف)

کرایه ثابت، تعرفه ثابت

توضیح تکمیلی

(یک روش قیمت‌گذاری سفر که بر اساس آن بدون در نظر گرفتن مسافت، ساعات روز، ناحیه سفر و ... کرایه یکسانی دریافت می‌شود.)