تصادف منجر به جراحت سطحی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۰۰ مدخل · حرف Iمیزان جراحت، نرخ جراحت [اصطلاح آمریکایی]
جوهر، مرکب، جوهری کردن، مرکبی کردن
حرف چاپی
داخلی، غیر مرزی، غیرساحلی، درونمرزی، به درون کشور، به داخل کشور
حملونقل درونمرزی، حملونقل داخلی
حملونقل آبی داخلی، حملونقل آبی درونمرزی
خلیج کوچک، شاخابه، مدخل، دهانه، ورودی
دهانه ورود هوا
دریچه ورود (فاضلاب)، دریچه فاضلاب خیابانی
مدخل ورودی آب، دریچه ورودی آب
زمان جریان آب تا اولین محل تخلیه، زمان ورود، زمان آبگیری
دریچه ورودی، دریچه مکش
داخلی، درونی، میانی، مرکزی
بخش داخلی شهر، مرکز شهر
احیای مرکز شهر