مصالح دانهبندی نشده (در هم)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۳۰۰ مدخل · حرف Mمصالح در هم، مصالح تفکیک نشده
مصالح دانهبندی اصلاح نشده
مصالح اصلاح نشده
مواد گیاهی، مصالح گیاهی
مصالح وازده
مصالح حساس به آب
مصالح مخلوط شده به صورت مرطوب، مصالح مخلوط پر آب
مصالح دانهای همراه با چسبانندههای سیمانی
خسارت مصالح، خسارت به مصالح
روش آزمون ارزیابی مصالح
انبار کردن مصالح برای استفاده مجدد
مقاومت مصالح
حملونقل مواد خطرناک
تحقق، عینیت، شکلگیری، صورتبندی، ظهور، تجلی
تحقق یافتن، عینیت یافتن، عملی شدن، شکل گرفتن، به جایی رسیدن، رخ دادن، پیش آمدن، پدیدار شدن، تحقق بخشیدن، عملی کردن