مدت زمان موج قرمز (چراغ راهنمایی)
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rچراغ قرمز
چراغ قرمز چشمکزن [اصطلاح آمریکایی]
علامت آدمک قرمز چراغ راهنمایی
توضیح تکمیلی
(ایست عابر پیاده)
مدت زمان قرمز (چراغ راهنمایی)
مسیر قرمز
توضیح تکمیلی
(راههای اصلی در مناطق شهری (بریتانیا) که توقف در آنها حتی برای تخلیه یا بارگیری وسایل نقلیه ممنوع بوده یا تنها در دورههای زمانی بسیار محدودی مجاز میباشد. این راهها با خطوط قرمز در کنارههای آنها مشخص میشوند.)
عبور از(چراغ) قرمز، گذشتن از (چراغ) قرمز
فاز قرمز، مرحله قرمز (چراغ راهنمایی)
چراغ قرمز چشمکزن برای توقف [اصطلاح آمریکایی]
مدت زمان قرمز بودن، زمان قرمز (چراغ راهنمایی)
علامت آدمک قرمز چراغ راهنمایی (ایست عابر پیاده)
آزاد کردن، از رهن درآوردن، بازخریدن، پرداختن، تسویه کردن (قرض، قسط)، نقد کردن، به پول تبدیل کردن، وفا کردن، عمل کردن، جبران کردن
بازخرید، بازپرداخت، از گرو درآوردن، فک رهن، تسویه (رهن)، نقد کردن (سهام)
بازسازی کردن، نوسازی کردن، از نو ساختن، تجدید بنا کردن
نوسازی، بازسازی، تجدید بنا
به آدرس جدید فرستادن، جهت را عوض کردن، تغییر جهت دادن، به کار دیگری تخصیص دادن، در جای دیگری به کار انداختن، استفاده بهتری کردن