دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۵۳۴ مدخل · حرف V
پاک کردن فیلترها ×

ملاقات، دیدار، بازدید، سرکشی، سفر، مسافرت، گردش، ملاقات کردن، دیدن، سر زدن، بازدید کردن، سرکشی کردن، سفر کردن، عیادت کردن، گردش کردن، تماشا کردن

ملاقات کننده، بازدید کننده، عیادت کننده، مهمان، مسافر، توریست

نقاب (در کلاه ایمنی)، آفتابگیر (چراغ‌های راهنمایی)، لبه کلاه