انسداد راه، بسته شدن راه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلاخطار بسته بودن (راه)
لباس، پوشش، جامه
لباس کار
قوس کلوتوئید
ابر، خیل، توده، لکه، سیاهی، ابرگرفتن، تیره کردن، کدر کردن، تاریک شدن
ابر طوفانزا
توضیح تکمیلی
ابری که منجر به رعد و برق و صاعقه میشود
تقاطع غیرهمسطح شبدری [اصطلاح آمریکایی]
تقاطع شبدری
تقاطع شبدری، چهارراه شبدری
کپه، دسته، انبوه
گروه درختان
خوشه، گروه، دسته، انباشت، تراکم، جمع شدن، دسته شدن، گرد آمدن
مجموعهای از منازل با امکانات مشترک (استخر، سالن ورزش و ...)
تراکم تصادفات، انبوهی تصادفات
گروه درختان