کلاچ (اتومبیل)، محکم کردن، چنگ زدن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلاهرم کلاچ
پدال کلاچ
آشفتگی، درهم برهمی، شلوغی، بینظمی
شلوغی دید، بینظمی بصری
مؤلف همکار
کمک خلبان
اتوبوس (بین شهری)، کالسکه، ارابه، واگن (راهآهن)، درشکه، مربی، معلم خصوصی، درس دادن
اتوبوس مخصوص گردشگری
اتوبوس
پایانه اتوبوس
زغال، زغالسنگ
روغن قطران زغالسنگ
قیر زغالسنگ، چکیده قطران
قطران زغالسنگ، قطران
پیوستن، ادغام، اتصال، به همپیوستگی