منحنی پیوند، منحنی گذار (راه)، منحنی اتصال تدریجی، خط تنظیم (راهآهن)
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسینتایج جستجو
۱۲۸ مدخل برای «راهآهن»نقاط ورود، سوزن ورودی (راهآهن)
غذادهنده، تغذیهکننده، خط تغذیه (برق)، شاخه فرعی، ریزابه (رودخانه)، خط فرعی، شاخه، شعبه (راهآهن، خط هوایی و ...)، جاده فرعی، فرعی (کانال، جاده، رود و ...)
شاخه فرعی راه یا راهآهن، خط فرعی (برای وسایل نقلیه)، خط تغذیه، لوله تغذیه (آب، گاز)
واگن باری مسطح
توضیح تکمیلی
(عبارت است از واگن باری راهآهن فاقد دیواره و سقف)
اندازه، درجه، مقیاس، اشل، پیمانه، قطر، ضخامت، عرض، مقیاس، معیار، وسیله اندازهگیری، حد، وسعت، مقدار، میزان، ظرفیت، عیار شمشه (بنایی)، فاصله دو ریل (راهآهن)، مدرج کردن، اندازه گرفتن، تخمین زدن، برآورده کردن
در، دروازه، مدخل، محل ورود و خروج (پایانه اتوبوس، فرودگاه و ...)، تیر راهبند (راهآهن)، دریچه (کانال، بند و ...)، دریچه (هیدرولیک)
راهبند در تقاطع همسطح (راه با راهآهن)
تقاطع همسطح (راه با راهآهن) دارای راهبند
اندازه، درجه، مقیاس، اشل، پیمانه، قطر، ضخامت، عرض، مقیاس، معیار، وسیله اندازهگیری، حد، وسعت، مقدار، میزان، ظرفیت، عیار شمشه (بنایی)، فاصله دو ریل (راهآهن)، مدرج کردن، اندازه گرفتن، تخمین زدن، برآوردن کردن
حداکثر ابعاد یک وسیله نقلیه ریلی، میله کنترل ارتفاع بار (راهآهن)
عرض خط (راهآهن)
خط باریک راهآهن، خط کم عرض راهآهن
بالاست شنی، زیربنای شنی (راهآهن)
تقاطع همسطح (راه با راهآهن) حفاظدار
درجه، عقربه (سرعت، فشار و ...)، راهنما (مشخص)، چراغ راهنما (در بریتانیا، اتومبیل)، تابلوی راهنما (راهآهن)، نشانه، علامت، شاخص، معرف