توازن بین حجم خاکریزی و خاکبرداری
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۰۰۴ مدخل · حرف Eمحل عملیات خاکی
عملیات خاکی
محاسبه حجم عملیات خاکی
محاسبه حجم عملیات خاکی
فراغت، آسایش، آسودگی، راحتی، آسانی، سهولت، کاهش دادن، آرام کردن، تسکین دادن، راحت کردن، کاهش یافتن، آرام شدن
سهولت تعمیر و نگهداری
سهولت مرمت
آسایشبخش، راحتیبخش، آسانسازی، تسهیل، جایگزینی، قرارگیری، ارتفاق (حقوق)
حق ارتفاقی [در مورد املاک و مستغلات]
منحنی پیوند، منحنی گذار (راه)، منحنی اتصال تدریجی، خط تنظیم (راهآهن)
سهولت دسترسی
روبه شرق، به سمت شرق، عازم شرق، شرقی
قطار عازم شرق
آسان، سهل، راحت، بیزحمت، آرام، آسوده، مساعد، مطلوب، مناسب، روان، سلیس
شرایط آسان