آنچه قابل نگهداری در دست است، دستی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۲۹ مدخل · حرف Hتابلوی (علامت) دستی
رادار دستی سرعت، سرعتسنج دستی
دست دوم، مستعمل
ترمز دستی
فینیشر دستی
ریکشای دستی
توضیح تکمیلی
(درشکه مسافربری که توسط انسان کشیده میشود.)
کتاب راهنما، دستنامه
کتاب راهنمای راهاندازی، کتاب راهنمای استفاده
کتاب راهنمای فنی
چرخدستی، گاریدستی
ضعف، نقص، عقبافتادگی، معلولیت، مانع، عامل بازدارنده
معلول، ناتوان، دارای نقص عضو، عقبافتاده
راننده معلول
سکوی ویژه معلولین، سکوی مختص معلولان
فرد معلول، فرد ناتوان