فینیشر، ماشین پخشکن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۳۰۰ مدخل · حرف Mپارکومتر
توضیح تکمیلی
(ماشین پرداخت و نمایش زمان توقف) [پارکینگ]
دستگاه رندهکشی، رنده
ماشین خطکشی راه
دستگاه پولی، ماشین سکهای
ماشین برفروب
ماشین رنگپاش [خطکشی]
تخماق، ماشین تراکم
دستگاه مُهر زدن بلیط
دستگاه فروش بلیط
ترانشهکن، خندق کن
ماشین حفاری تونل، ماشین تونلزنی
ماشین سکهای، دستگاه سکهای، ماشین فروش خودکار (روزنامه، نوشابه و ...)
رمز ماشین
زبان ماشین
ناهمواری درشت (بزرگ)
توضیح تکمیلی
ناهمواری که با چشم غیر مسلح دیده میشود.