مانع، بازدارنده، سد
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۸۰ مدخل · حرف Oمانع کناری (راه)
ارتفاع مانع
بستن، مسدود کردن، بند آوردن (عبور و مرور)، متوقف کردن، مانع شدن، سد کردن
انسداد ترافیک
راهبندان، انسداد، ایجاد مانع، ممانعت، گرفتگی، بستن، مسدودکردن، بسته شدن، مسدود شدن
گرفتگی راه آب
انسداد بصری، مانع دید
بسته شدن راه
راهبندان، انسداد ترافیک
زاویه باز (منفرجه)
پنهان، مخفی، نهان، پوشیده، سرّی، رمزی
چراغ راهنمایی چشمکزن
اشغال، تصرف، تصاحب، تملک، سکونت، استقرار، ساکن شدن، مدت سکونت، مدت اقامت، ساختمان، خانه، نوع استفاده، استفاده (ساختمان)
اشغال پارکینگ
ضریب اشغال (تعداد سرنشین)