دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۸۸۱ مدخل · حرف T
پاک کردن فیلترها ×

پخش کننده‌های پشت کمپرسی

توضیح تکمیلی

(جعبه‌های پخش مصالح که به پشت کامیون‌های کمپرسی متصل می‌شوند.)

برداشتن، بردن،‌ گرفتن، تصرف کردن (زمین)، کسب کردن، ظرفیت داشتن، گنجایش داشتن، برخورد کردن، فهمیدن، درک کردن، انتخاب کردن، طول کشیدن، سوار شدن (وسیله نقلیه)، عبور کردن، رد شدن، اتخاذ کردن، اختیار کردن

ایستگاه اتوبوس گویا، ایستگاه اتوبوس مجهز به تسهیلات صوتی برای نابینایان و کم‌بینایان

توضیح تکمیلی

(ایستگاه اتوبوس که در آن افراد نابینا با فشار دادن یک دکمه می‌توانند از طریق پیام صوتی از شماره ایستگاه، خطوط، مقصد و زمان تقریبی رسیدن اتوبوس مطلع شوند.)