گذرگاه کنترل نشده عابر پیاده
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳۵۴ مدخل · حرف Uتقاطعهای ناهماهنگ، تقاطعهای هماهنگ نشده
جدول غیر قابل عبور
باریکه (نوار) جدا کننده غیر قابل عبور
میانه غیر قابل عبور
زیر، کنار، پایین، کمتر از، پایینتر از، تحت فرمان، در زمان، در دوران، طبق، براساس، به موجب، در دست، در حال، تحت، تحت تأثیر، تحت نفوذ، ذیل، در زمره
تزریق زیر دال
در دست ساخت، در دست احداث
بستر زیر کار
ضریب کاهش مقاومت (سازه)
آستر (رنگ، اندود)
کم شماری، کمتر از میزان واقعی درنظر گرفتن
طراحی دست پایین، طرح ضعیف
زهکشی زیرین
برآورد کمتر از حد، برآورد پایین، کم برآورد کردن، کمتر از حد ارزیابی کردن، دست کم گرفتن، کم بها دادن، ناچیز انگاشتن، کوچک شمردن
برآورد کمتر از حد، برآورد پایین، ناچیزانگاری، کوچک شماری