مدت زمان زرد بودن، زمان زرد (چراغ راهنمایی)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۴۳ مدخل · حرف Yبازده، حاصل، محصول، تولید، به بار آوردن، به همراه داشتن، تسلیم کردن، تحویل دادن، تسلیم شدن، خم شدن، (به ترافیک) راه دادن، رعایت کردن حق تقدم
بازده نوری
لولای خمیری (سازه)
خطکشی رعایت حق تقدم عبور، خطکشی احتیاط، خط ایست [اصطلاح آمریکایی]
تابلوی رعایت حق تقدم عبور، تابلوی احتیاط
چهارراه دارای تابلوی حق تقدم، تقاطع مجهز به تابلوی رعایت حق تقدم
کنترل (ترافیک) به وسیله تابلوی احتیاط (رعایت حق تقدم)
ضوابط تابلوی رعایت حق تقدم، ضوابط تابلوی احتیاط
جوان، کم سن و سال، نوخاسته، بیتجربه، خام، تازهکار
راننده جوان، راننده تازهکار