ترک، رها کردن، ویرانی، خرابی، کوتاهی، قصور، اهمال
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dرها کردن وسیله نقلیه
برگرفته، مأخوذ، گرفته شده، اقتباس شده، اقتباسی
مشتق [یک تابع]
استخراج کردن، بیرون کشیدن، استنتاج کردن، بدست آوردن، حاصل کردن، کسب کردن، ناشی شدن، نشأت یافتن، سرچشمه گرفتن
کاستن، پایین آوردن، کاهش (اعتبار، ارزش)
موهن، خفتآور، توهینآمیز، تحقیرآمیز
پایین آمدن، پایین رفتن، سرازیرشدن، نازل شدن، فرارسیدن، منشأ گرفتن، سرچشمه گرفتن
نزولی
شیب نزولی
سرپایینی، نشیب، شیب سرپایین
مسیر سرپایینی
فرود، نزول، سقوط، سرازیری، سراشیبی، نژاد، تبار، اصل، توارث، وراثت
توصیف، وصف، تعریف، تشریح، شرح، نوع، گونه
شرح وظایف، شرح خدمات
بیابان، صحرا، لمیزرع، صحرایی، بیابانی