تاکسی جمعی، تاکسی گروهی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلحملونقل همگانی
حملونقل همگانی برونشهری
ارزش جمعی، ارزش گروهی
اشتراک، حالت گروهی یا اشتراکی، همگان، عموم مردم
تحصیلدار، مأمور وصول، مأمور دارایی، کلکسیونر، جمعکننده، مأمور بلیط (در راهآهن و ...)
راه جمعکننده و پخشکننده
جمعآوری کننده دادهها
مأمور وصول مالیات، تحصیلدار مالیات
جمعکننده، زهکش، جوی زهکش
راه جمعکننده
توضیح تکمیلی
(راهی که دسترسی از راههای اختصاصی به سیستم راه ارتباطی اصلی را فراهم مینماید.)
خیابان جمعکننده
دانشکده، مدرسه عالی، کالج، مجمع، انجمن، هیأت، شورا
مدرسه فنی، کالج فنی
دانشسرا
برخورد کردن (دو خودرو)، تصادف کردن، به هم خوردن، تصادم کردن، در تضاد بودن، مغایر هم بودن