لای و رس مخلوط
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلسیستم مرکب
توضیح تکمیلی
(سیستم دفع فاضلاب که درآن، آب و فاضلاب هر دو با یک سیستم دفع میشوند.)
بلیط مرکب
توضیح تکمیلی
بلیط مرکب (به عنوان مثال، بلیطی که هم برای سوار شدن به قطار و هم برای سوار شدن به اتوبوس و ... قابل استفاده باشد.)
حملونقل ترکیبی، حملونقل مرکب
توضیح تکمیلی
(نوعی حملونقل که بخش عمده سفر توسط یک مد حملونقل و بخش ابتدایی یا انتهایی سفر توسط مد دیگر انجام میشود.)
سند حملونقل مرکب (ترکیبی)
توضیح تکمیلی
(سندی که نشاندهنده قرارداد حمل بار به وسیله مدهای مختلف حملونقل میباشد.)
اپراتور حملونقل مرکب (ترکیبی)
توضیح تکمیلی
(طرف عهدهدار حملونقل بار به وسیله مدهای مختلف حملونقل)
احتراق، سوخت، سوختن
موتور احتراق داخلی
در دنده گذاشتن
راحتی، آسایش، رفاه، مایه آرامش، وسیله آرامش، دلداری دادن، آرامش دادن، تسکین دادن
راحتی عبور و مرور، راحتی ترافیک
دسترسی راحت
راحتی سفر، آسایش سفر
دستور، فرمان، حکم، امر، فرماندهی، حاکمیت، سلطه، تسلط، فرمان دادن، دستوردادن، امر کردن، تحت اختیار خود داشتن [اصطلاح آمریکایی]
آغازکردن، ابتدا کردن، شروع کردن
دستور شروع کار