کمیته اجرایی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلکمیته سازماندهی
کمیته برنامهریزی
کمیته دایمی
کمیته راهبری، کمیته تعیین دستور جلسه
کمیته تخصصی، کمیته فنی
کالا، جنس، متاع
نرخ کالا
ترمینال کالا
حملونقل کالا
مشترک، اشتراکی، عمومی، همگانی، فراگیر، معمولی، عادی، متعارف، متداول، هر روزه، رایج، ساده، ابتدایی
شرکت حملونقل عمومی، گاراژدار
حقوق عرفی، عرف، عرف عام
لگاریتم پایه 10، لگاریتم معمولی
بازار مشترک
ارتباط برقرار کردن، تماس گرفتن، ارتباط داشتن، منتقل کردن، انتقال دادن، اطلاع دادن، رساندن (پیام، اطلاعات)