انعطافپذیر، قابل انعطاف، خمشو، نرم، تاشو، قابل انحنا، تغییرپذیر، قابل تغییر، تأثیرپذیر
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fتیرک بازتاب ایمنی انعطافپذیر، مسیرنمای انعطافپذیر
درز انعطافپذیر
میله مسیر نمای انعطافپذیر
روسازی انعطافپذیر
لوله انعطافپذیر
روکش انعطافپذیر، روکش نرم
زمانبندی قابل تغییر، ساعات کار تغییرپذیر (شناور)
پیوستگی خمشی (بتن مسلح)
مقاومت خمشی
آزمایش مقاومت خمشی
کشش خمشی
خمش، خمیدگی، انحنا، خم
لرزش، چشمک، رقص (نور، شعله)، برق، جرقه، کورسو، حرکت، جنبش، لرزیدن، چشمک زدن، خاموش و روشن شدن، سوسو زدن، کور سو زدن، حرکت کردن، جنبیدن
پرواز، پریدن، پرش، سفر هوایی، مسیر پرواز، گذشت، گذر سریع، هواپیما، ردیف، رشته، ردیف پلهها، رشته پلکان، فرار، گریز، هزیمت
مسیر پرواز