حالت ورودی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۰۰ مدخل · حرف Iپرسیدن، سؤال کردن، تحقیق کردن، جویا شدن
پرسش، سؤال، پرسوجو، کندوکاو، تحقیق، رسیدگی استعلام
کمیسیون تحقیق، کمیته تحقیق
همهپرسی
نوشتن، نگاشتن، حک کردن، ثبت کردن، محاط کردن
قطر دایره محاطی
نوشته، کتیبه، تقدیمنامه
ناامن، نامطمئن، غیرقابل اطمینان، مضطرب، مشوش
بارگیری غیر ایمن، بارگذار غیر ایمن
برگه ضمیمه، جا دادن، قرار دادن، اضافه کردن، فرو کردن، داخل کردن، درج کردن
داخل کردن سکه (در تلفن)
جا دادن، گذاشتن، قرار دادن، درج، الحاق، افزوده، ضمیمه آگهی
درون، داخل، داخلی، درونی، باند سمت راست (راه)، باند سمت چپ (بریتانیا)، قسمت داخل (پیچ)، راست، دست راست (چرخ، چراغ و ... در اتومبیل)، چپ، دست چپ (بریتانیا)، به داخل، به درون
اندازه داخلی، بُعد داخلی
حرارت درونی