فروختن، به معرض فروش گذاردن، عرضه کردن، فروش رفتن، به فروش رسیدن
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sتعلیق نیمهپویا
چراغهای راهنمایی نیمهالقایی
دستگاه کنترل نیمهالقایی چراغهای راهنمایی
توضیح تکمیلی
(دستگاهی است جهت تنظیم چراغهای راهنمایی در تقاطع یک راه اصلی و یک راه فرعی، بدین نحو که موج سبز معمولاً به ترافیک بازوهای اصلی تقاطع اختصاص داده میشود و فقط با ارسال پیام از طریق شناسگرهای نصب شده در بازوهای فرعی تقاطع با توجه به تقاضا، حق تقدم به ترافیک بازوهای فرعی انتقال داده میشود.)
نیمهالقایی
نیمدایره، نیمدایرهای
بتن هیدروکربنی نیمهبسته
آسفالت با دانهبندی نیمهدرشت، آسفالت نیمهزبر
نیمههادی، نیمهرسانا
بتن هیدروکربنی نیمهمتراکم
مسکن نیمهمجزا، خانه مشترک (از یک سو دارای دیوار مشترک با خانه مجاور)
پیوند نیمهمستقیم
مصاحبه نیمهمستقیم
کنترل نیمهالقایی ترافیک
توضیح تکمیلی
(کنترل القایی ترافیک یک یا تعدادی از بازوهای تقاطع، اما نه همه آنها)
نیمه یدک، نیمه تریلر
توضیح تکمیلی
(تریلر یا یدکی که تنها در قسمت عقب دارای چرخ است و در قسمت جلو بر روی وسیله نقلیه کشنده تکیه میکند.)
نیمه یدک (نیمه تریلر) دو مُدی
توضیح تکمیلی
(نوعی نیمهتریلر که با اضافه کردن بوژی به آن، میتواند روی ریل راهآهن حرکت کند.) [ریل – راه]