شیشهای کردن، شیشهای شدن، شیشه شدگی، جنس شیشهای، جنس شیشه مانند
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۳۴ مدخل · حرف Vروباره شیشهای شده، سرباره شیشهای
کشش درونی، تمایل، علاقه، استعداد، وظیفه، کار، پیشه
حرفهای، شغلی
آموزش شغلی، آموزش مربوط به حرفه
خلأ، فضای تهی، جای خالی، تهی، خالی، پوچ، باطل، بیاعتبار، باطل کردن، لغو کردن، از درجه اعتبار ساقط کردن
میزان فضای خالی
نسبت فضای خالی، درصد فضای خالی
فضاهای خالی به هم پیوسته
درصد فضاهای خالی
فضاهای خالی باقیمانده
میزان فضاهای خالی
نسبت فضاهای خالی
قابل تبخیر، فرّار، متغیر، بیثبات، ناپایدار
حافظه فرّار
روغن فرّار