مفتول با مقاومت کششی بالا، سیم (کابل) با مقاومت کششی بالا
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۰۰ مدخل · حرف Wسیم برقدار، سیم زنده
سیم خنثی، سیم بدون بار
سیم پیزوسرامیک
سیم پیزوپلیمر
سیم پیزوالکتریک
سیم فولادی، مفتول فولادی
سیم آرماتوربندی
بیسیم، بدون سیم، ارتباط رادیویی، دستگاه بیسیم
سیمکشی (برق)
مسیر ویژه اتوبوس همجهت با جریان ترافیک، خط عبوری ویژه اتوبوس همسو با جریان ترافیک
مسیر ویژه دوچرخه و موتورسیکلت همجهت ترافیک، خط عبوری ویژه وسایل نقلیه دو چرخ همسو با جریان ترافیک
بیرون کشیدن، خارج کردن، از رده خارج کردن، جمع کردن، پس گرفتن (پیشنهاد، ادعا)، عقب کشیدن، عقب بردن، عقبنشینی کردن، پس رفتن
قطع، ترک، توقف، انقطاع، کنارهگیری، انصراف، عقبنشینی، بازپسگیری، گوشهگیری، انزوا
چوب، چوبی، از چوب، (مربوط به) چوب، بیشه، درختستان، جنگل، هیزم
چوبی، از جنس چوب، ساخته شده از چوب، از چوب