اجابت، رعایت، اطاعت، پیروی، قبول، پذیرش، موافقت
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلتبعیت کردن، پیروی کردن، پذیرفتن
پیروی از قوانین و مقررات
تشکیل دهنده، سازنده، مؤلفه، جزء سازنده، عنصر، قطعه، جزء
قطعه کنترلی
قزعه موتور
مؤلفه راه، جزء راه
قطعه وسیله نقلیه
رنگ دارای یک جزء تشکیل دهنده
واحد تشکیل دهنده، جزء تشکیل دهنده [بخش]
مرکب، ترکیبی، ترکیب شده، مختلط، آمیخته، ترکیب
چسباننده مرکب، چسبنده مرکب
پل مرکب
سازه مختلط
توضیح تکمیلی
(متشکل از دو نوع مصالح)
زهکش مرکب
مصالح مرکب