سنگ آتشزنه، سنگ چخماق
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fشناور، شناور شدن، معلق شدن، حرکت کردن، شناور بودن، به حرکت درآوردن، تأسیس کردن، دایر کردن، پخش کردن، منتشر کردن
شناور، معلق، متحرک، غیرثابت
پل شناور
خودروی شناور
توضیح تکمیلی
(خودرویی برای برداشت ترافیکی که با سرعت جریان ترافیک حرکت میکند و به تعداد خودروهایی که میتوانند از آن سبقت بگیرند، قادر است از خودروهای دیگر سبقت بگیرد.)
روش اتومبیل شناور
مشاهده به روش خودروی شناور
عنصر (المان) شناور
شمع شناور
لختگی، لختهشدگی
سیل، سیلاب، مَد، طغیان، زیر سیل بردن، زیر آب بردن، غرق کردن، سیل گرفتن، سیل زدن، طغیان کردن (رودخانه)، هجوم آوردن، خفه کردن (کاربراتور اتومبیل)
سیل سالانه
سیل با دوره بازگشت صدساله
توضیح تکمیلی
(حداکثر سطح طغیان آب که انتظار میرود به طور متوسط در هر صد سال یکبار اتفاق افتد.)
سیل با دوره بازگشت ده ساله
توضیح تکمیلی
(حداکثر سطح طغیان آب که انتظار میرود به طور متوسط در هر ده سال یکبار اتفاق افتد.)
حوزه سیلاب
تواتر سیلاب