حداکثر، بیشینه، بیشترین، بیشترین حد
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۳۰۰ مدخل · حرف Mحداکثر قوس قابل قبول
حداکثر تراکم مجاز، حداکثر غلظت قابل قبول، حداکثر غلظت مجاز
حداکثر میزان قابل قبول، حداکثر اندازه مجاز
حداکثر سرعت مجاز، بیشینه سرعت مجاز
حداکثر حجم ترافیک ساعتی در سال
چگالی حداکثر
حداکثر شیب ترانشه (آبرو)
حداکثر جریان
شیب حداکثر [اصطلاح آمریکایی]
شیب حداکثر
حداکثر زمان سبز (چراغ راهنمایی)
حداکثر زمان سبز (چراغ راهنمایی)
حداکثر غلظت تزریق
خط حداکثر شیب
حداکثر سرعت، سرعت حداکثر (بیشینه)