دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۶۰۰ مدخل · حرف W
پاک کردن فیلترها ×

بیشه، جنگل، زمین جنگلی، بیشه‌زار، پوشیده از درخت، (مربوط به) بیشه‌زار

کلمه، واژه، لغت، حرف، گفتار، گفته، کلام، سخن، خبر، اطلاع، پیام، پیغام، دستور، فرمان، قول، وعده، عهد، گفتگو، به لفظ درآوردن، بیان کردن

کار، عمل، امر، نتیجه کار، شغل، کاری، شغلی، محل کار، اثر، تألیف، کار کردن، شاغل بودن، مشغول به کار بودن، فعالیت کردن، تلاش کردن، اثر داشتن، مؤثر بودن، عمل کردن، کار کشیدن، به کار انداختن، بهره‌برداری کردن، موجب شدن، منجر شدن، عمل آوردن، نقش انداختن