برنامه رایانه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلعلم رایانه
کارشناس رایانه
توضیح تکمیلی
(کسی که علم رایانه میداند.)
نرمافزار رایانه
سیستم رایانه مرکزی
فناوری رایانه، تکنولوژی کامپیوتر
کامپیوتری کردن
کامپیوتری کردن، به کامپیوتر دادن (اطلاعات)
پایگاه دادههای کامپیوتری
محاسبه (با کامپیوتر)، کاربرد کامپیوتر
مقعر، تو رفته، کاو
فرورفتگی، تورفتگی، تقعر، کاوی
متمرکز کردن، جمع کردن، گرد آوردن، غلیظ کردن، تجمع کردن
شدید، زیاد، غلیظ، فشرده
پسماند غلیظ شده (فشرده شده)
غلظت، تراکم، تمرکز، تجمع، دقت، توجه