دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۹۸۰ مدخل · حرف F
پاک کردن فیلترها ×

کف اتاق، کف، طبقه، اشکوب، قعر، ته، تالار، صحن، اعضای مجلس، حضار، حداقل، پایین‌ترین حد، فرش کردن، کف را درست کردن

جریان (رود، آب، ترافیک، اطلاعات و ...)، گردش (خون،‌ جریان برق)، روانی (بتن، ملات، رنگ)، جاری شدن، جریان یافتن، سرازیر شدن، روان شدن، گردش کردن، گشتن، حرکت کردن، ادامه یافتن، منتج شدن، ناشی شدن، سرچشمه گرفتن، جوشیدن