ضایعه، آسیب، زخم
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۲۶۰ مدخل · حرف Lجراحت نسجی، آسیب (مربوط به) بافت
درس، کلاس، جلسه درس
اجاره، مورد اجاره، ملک اجارهای، خانه اجارهای، اجازه دادن، گذاشتن، اجاره داده شدن، اجاره رفتن
کلاچ گرفتن
کشنده، مهلک، خطرناک، مرگآور، مرگبار
حداقل مقدار کشنده، حداقل میزان کشنده
نامه، حرف (در الفبا)، نص صریح، عین عبارت، حروفگذاری کردن، حرف نوشتن
حرف بزرگ (در الفبا)
بخشنامه
حرف کوچک (در الفبا)
توافقنامه
صندوق پست
اعتبارنامه
اندازه حرف (در الفبا)
فاصلهگذاری بین حروف