تابلوی تأییدی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلتوقیف، مصادره، ضبط
تداخل، برخورد، درگیری، تضاد، تعارض، اختلاف، با هم مغایرت داشتن، با هم اختلاف داشتن، با هم برخورد داشتن
تداخل عابر پیاده
تداخل فازها [چراغهای راهنمایی]
تداخل ترافیک
ماتریس برخورد
نقطه تداخل
تداخلی، متضاد، مخالف، متعارض
زمانهای سبز تداخلی (چراغ راهنمایی)
حرکت تداخلی
گروه چراغهای راهنمایی تداخلی
وفق داشتن، سازگار بودن، مطابقت داشتن، هماهنگ بودن
پیروی از قوانین و مقررات
مطابقت، هماهنگی، شباهت، توافق، سازگاری
متراکم، انباشته، مملو، پرجمعیت (شهر)، پررفت و آمد، پر ترافیک، پر ازدحام