حفاظت، نگهداری، حفظ، حراست، بقا، صرفهجویی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلصرفهجویی در مصرف انرژی
حفاظت از چشمانداز
ملاحظه، توجه، دقت، رعایت، بررسی، فکر، اندیشه، تأمل
فرستنده، ارسالکننده (کالا، امانت)
پایه بازویی، پایه سه گوش، میز فرمان، پایه گچبری (معماری)
تحکیم خاک
تحکیم، تقویت [خاک]
فشار تحکیم
وضوح، روشنی، درخشندگی
روشن، واضح، آشکار، معلوم، مشهود، قابل رؤیت، برجسته، سرشناس
نقطه قابل رؤیت، نقطه واضح
ژاندارم، پاسبان، پلیس (بریتانیا)
رییس شهربانی(بریتانیا)
مأمور انتظامی، پلیس، پاسبان، ژاندارم
ثابت دی الکتریک