نورافکن، لامپ بازتابنده
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rچشمگربهای، گلمیخ شبنما
مجهز به بازتابگر کردن، بازتابگر کردن
بازتابگر شده، شبنما شده
جنگلکاری دوباره، احیای جنگل
اصلاح، رفرم، اصلاحی، اصلاح شدن، اصلاح کردن، تجدیدنظر کردن، از نو تشکیل شدن، دوباره شکل گرفتن، (دوباره) به صف شدن، (دوباره) به صف درآمدن، (دوباره) به صف درآوردن
اصلاح، رفرم، تجدیدنظر
انکسار، شکست (نور)
انکساری
شاخص انکسار، شاخص شکست
رفوژ، جزیره ایمنی (در بریتانیا)، پناه، پناهگاه، مأمن، گوشه امن
رفوژ عابر پیاده، جزیره ایمنی عابر پیاده
رفوژ (خیابان)، جزیره ایمنی (خیابان)
جزیره ایمنی
رفوژ (واقع در ) سوارهرو، جزیره ایمنی (واقع در) سوارهرو
بازپرداخت، استرداد، بازپرداخت کردن، پس دادن، برگرداندن، مسترد کردن