کارایی، کارپذیری، قابلیت استفاده (بتن، ملات)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۰۰ مدخل · حرف Wقابلیت روانی بتن، کارایی بتن
دوره کارایی، زمان قابل استفاده بودن
روز کاری، روز غیر تعطیل، ساعات کار روزانه
کارگر، خدمتکار، مستخدم
کارگر کارگاه
کوی کارگران، شهرک کارگران
شاغل، دارای کار، مشغول به کار، مورد استفاده، (مربوط به) کار، کاری، شغلی، مؤثر، کارآمد، مقدماتی، کلی، عمومی، عملی، متحرک
کار نوبتی (شیفتی)
کار اضطراری (فوریتی)
عملکرد تقاطع
کار نوبتی
منطقه فعالیت، منطقه کاری، منطقه عملیات اجرایی
سرمایه در گردش
توضیح تکمیلی
دارایی های جاری منهای بدهی های جاری.
روز کاری، روز غیر تعطیل
طرح اجرایی، نقشه اجرایی