دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۶۰۰ مدخل · حرف W
پاک کردن فیلترها ×

شاغل، دارای کار،‌ مشغول به کار، مورد استفاده، (مربوط به) کار، کاری، شغلی، مؤثر، کارآمد، مقدماتی، کلی، عمومی، عملی، متحرک