عامل انسانی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۲۹ مدخل · حرف Hخستگی انسانی
رطوبت، میزان رطوبت، نم
رطوبت هوا
درجه رطوبت، میزان رطوبت
رطوبت نسبی (هوا)
قوز، برآمدگی، پشته، تل، دستانداز، سرعتگیر، خم کردن، قوز دادن، کپه کردن، تلنبار کردن
دستانداز گرد، سرعتگیر هلالی
برآمدگی جانبی، کوژ کناری [رد چرخ]
سرعتگیر، دستانداز
پل خرپشتی، پل کوهانی
گذرگاه برآمده (کوژ) عابر پیاده
قسمت برآمده راه
گیاه خاک، لاشبرگ
سیل با دوره بازگشت صد ساله
توضیح تکمیلی
(حداکثر سطح طغیان آب که انتظار میرود به طور متوسط در هر صد سال یکبار اتفاق افتد.)
نرخ قطعی (کف)
توضیح تکمیلی
نرخی تنزیلی که توسط موسسـات برای محاسبه ارزش فعلی خالص منافع و هزیـنه های مرتبط با پروژه ها و یا سایر روش های تامین مالی مورد استفاده قرار می گیرد. این نرخ معمولا همان هزینه سرمایه است.