سبقت گرفتن، جلو زدن، پیشی گرفتن، غالب شدن، مستولی شدن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۸۰ مدخل · حرف Oسبقت، سبقتگیری
مسافت سبقتگیری، فاصله سبقتگیری
فاصله سبقتگیری
خط عبوری سبقتگیری
سبقت از سمت چپ
سبقت از سمت راست
مسافت دید سبقت، فاصله دید سبقتگیری
واژگون کردن، سرنگون کردن، برگرداندن، زیر و رو کردن، عوض کردن، تغییر دادن، واژگون شدن، سرنگون شدن، برگشتن، چپ کردن، چپ شدن
واژگونی (سازه)
لنگر واژگونی (سازه)
سرویس شبانه، خدمات شبانه [اصطلاح آمریکایی]
خود، خویش، مال خود، داشتن، صاحب بودن، مالک بودن، در تملک کسی بودن، اعتراف کردن، پذیرفتن، قبول کردن
مالک، صاحب، دارنده
صاحب گاراژ، مالک گاراژ
مالک وسیله نقلیه