وسایل نقلیه پدالی (دوچرخه و دوچرخه موتوردار)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pوسایل نقلیه پدالی دوچرخ
پاستون، پایه، پاسنگ
عابر پیاده، عابر، (مربوط به) عابر پیاده، پیاده (مسافرت، فعالیت و ...)
گذرگاه عابر پیاده دارای چراغ راهنمایی القایی
چراغهای راهنمایی القایی عابر پیاده
تصادف عابر پیاده
تسهیلات عابر پیاده
رفاه عابر پیاده
توضیح تکمیلی
(کیفیت نسبی در سفر پیاده که با توجه به مدت زمان و میزان قرار گرفتن در معرض ترس، سروصدا، زباله و آلودگی هوا به وجود میآید.)
منطقه مخصوص عابر پیاده
رفتار عابر پیاده
پل عابر پیاده، روگذر عابر پیاده [اصطلاح آمریکایی]
هدایت (جریانبندی) عابر پیاده
تجمع عابرین پیاده
تداخل عابر پیاده
پیادهبَر، تسمه نقاله عابر پیاده