تعمیر کردن، مرمت کردن، بهتر کردن، تقویت کردن، تکمیل کردن
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rتعمیر، مرمت، نوسازی
رد، امتناع، خودداری، ابا، استنکاف، اولویت خرید، حق تقدم، حق خرید
امتناع از دریافت، امتناع از پذیرش، نکول (برات)
راه ندادن، نپذیرفتن حق تقدم طرف مقابل، امتناع کردن از رعایت حق تقدم
ضایعات، زباله، آشغال، فضولات، پسمانده، تفاله، جواب رد دادن، رد کردن، حاشا کردن، امتناع کردن، خودداری کردن، استنکاف ورزیدن
زباله خانگی
پسماند شهری، زباله شهری
جمعآوری زباله
دفع زباله، از بین بردن زباله
تخلیه زباله
خاکستر (حاصل از) سوزاندن زباله
وسیله نقلیه (ویژه) حمل زباله
حیات تازهیافته، نوشده، از نو شکوفا شده، احیا شده، جان تازه بخشیدن، احیا کردن، دوباره زنده کردن، اصلاح کردن، بهتر کردن، اصلاح شدن، بهتر شدن، دوباره رشد کردن، دوباره روییدن
احیا، بازسازی، تجدید حیات
بازسازی سطحی