دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۰۰۴ مدخل · حرف E
پاک کردن فیلترها ×

معادله (ریاضی، شیمی)، تساوی، برابر نهادن، موازنه، تعدیل، یکسان گرفتن

سوارکاری، (مربوط به) سواری، (مربوط به) سوارکار، سوارکار، چابک‌سوار، سواره

آماده‌کردن، مهیا کردن، تدارک دیدن، مجهز بودن، ساز و برگ دادن

تجهیزات، تأسیسات، لوازم، وسایل، تدارکات، دستگاه، ساز و برگ، اسباب، وسیله، ابزار، تجهیز، آماده‌ کردن، تدارک، آمادگی، امکانات، قابلیت‌ها، توانایی‌ها