نظام، رژیم
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rنظام آبشناسی، نظام هیدرولوژیک
نظام رطوبت [خاک]
منطقه، ناحیه، حوزه، قلمرو
منطقه قطبی
منطقهای، ناحیهای، محلی، ولایتی
قطب ناحیهای، مرکز منطقهای
ضریب منطقهای
بازار منطقهای
راهآهن منطقهای
سیستم حملونقل سریعالسیر منطقهای، سیستم ترانزیت سریعالسیر منطقهای
راه منطقهای
بخشبندی، منطقهبندی
دفتر، دفتر ثبت، صورت اسامی، دستگاه ثبت، ماشین ثبت، نامنویسی کردن، ثبت کردن، به ثبت رساندن، کتباً مطرح کردن، نشان دادن، نمودار ساختن، سفارشی فرستادن، سفارشی کردن (نامه، بار و ...)
ثبت املاک، دفتر ثبت املاک
ثبت دادوستد، ثبت معامله