وزنه تعادل، عامل تعادل، عامل توازن، نیروی تعادل، نیروی توازن، موازنه برقرار کردن، تعادل ایجاد کردن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلراهبند اهرمی (دارای وزنه تعادل)
جعلی، تقلبی، بدلی، ساختگی
اقدام پیشگیرانه، اقدام متقابل
شمارش، محاسبه
ابزار محاسبه، تجهیزات شمارش
فاصله زمانی شمارش
روش شمارش، نحوه شمارش
مدت زمان شمارش، دوره شمارش
روش شمارش، نحوه شمارش، روال شمارش
ایستگاه شمارش، جایگاه شمارش
کشور، مملکت، میهن، وطن، سرزمین، مردم کشور، ملت، روستا، ده، روستایی، ناحیه، منطقه
کشور در حال توسعه
کشور توسعهیافته
دشت، جلگه
کشور صنعتی