دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۶۰۰ مدخل · حرف W
پاک کردن فیلترها ×

آهن قراضه، آهن‌پاره، لاشه کشتی، لاشه هواپیما، اتومبیل اسقاطی، تصادف، سانحه، خراب کردن، ویران کردن، تصادف کردن، غرق کردن

یدک‌کش (کامیون ویژه حمل اتومبیل‌های متلاشی شده در اثر تصادف و ...) *

نوشتن، به نویسندگی پرداختن، قلم زدن، نامه نوشتن، تحریر کردن، گفتن، اظهار کردن (در کتاب یا مجله)