قرقره شیاردار طلبک فرعی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cچهارپایان اهلی
محل عبور چهارپایان
صفحه آهنی مشبکی که در کف برخی راهها نصب میشود تا چهارپایان نتوانند از آن عبور کرده و وارد راه شوند (بریتانیا).
رابطه بین علت و معلول، علیت، سبب شدن، علت بودن، معلول بودن
علت، سبب، دلیل، انگیزه، موجب، سبب شدن، موجب شدن، علت بودن
علت تصادف، علت برخورد
موجب خسارت شدن
جاده سنگفرش، جاده سنگفرش شده در روی زمین پست یا آبگیر، جاده، جادهای که از زمینهای اطراف بلندتر است.
سوزآور
سود سوزآور، هیدروکسید سدیم
احتیاط، توجه، دقت، هشدار، اعلام خطر، اخطار، هشدار دادن، اخطار کردن
محتاط، با احتیاط، هشیار، حواس جمع، احتیاطآمیز، محتاطانه
غار
ریزش (دیواره چاه)
ریزش کردن