اداره ثبت، دفتر اسناد رسمی، محضر، دفترخانه، اداره، ثبت احوال
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rدرجهبندی مجدد، شیببندی مجدد، ترازبندی مجدد
احیای رویه شنی
رگرسیون، پسروی، بازگشت به عقب، پسرفت، سیر قهقرایی
رگرسیون خطی
تحلیل رگرسیون
رگرسیون به میانگین
از نو گروهبندی کردن، از نو سازماندهی کردن، از نو سازمان یافتن، تجدید سازمان کردن
منظم، مرتب، قانونمند، متعارف، باقاعده، متقارن، عادی، معمولی، همیشگی، دایمی، ثابت، مستمر، نازل، مناسب (قیمت)، تمام و کمال، تام و تمام، کامل
مسافر دایمی (سفر رفتوبرگشت میان شهر و حومه)
مشتریان ثابت، مشتریان همیشگی
بنزین معمولی
بارگذاری عادی
خدمات منظم، سرویس منظم
نظم بخشیدن، مرتب کردن، منظم کردن، سامان بخشیدن، اداره کردن، کنترل کردن، تعدیل کردن، تنظیم کردن، میزان کردن
لایه رگلاژ، لایه تراز، قشر تراز