راهبند تقاطع، مستحفظ گذرگاه (راه و راهآهن)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلگذربان
طول مسیر گذر (عبور)
حرکات متقاطع، حرکات تداخلی
عبور از تقاطع، رد شدن از تقاطع
نقطه تلاقی
خدمات عبوری (مانند خط کشیها، گذربانها و ...)
عبور از سوارهرو
زمان عبور عابر پیاده
بازشدگی (معبر) جداکننده وسط سوارهرو برای هدایت وسایل نقلیه به سوارهروی مقابل [عملیات تعمیر و نگهداری]
راه همبر
توضیح تکمیلی
(راه فرعی که راه اصلی را قطع میکند.)
گذرگاه عابر پیاده [اصطلاح آمریکایی]
باد مخالف، باد عمود (بر ساختمان)
تاج (سد)، مهره تاق، کلید تاق (معماری)، رأس، اوج، بالا، نوک، وسط (جاده)
خام، ناخالص، تصفیه نشده، ناقص، ناتمام
سفر تفریحی در دریا، گردش دریایی، گشتزنی (ماشین پلیس)، گشتن، گشت زدن (با کشتی)، با سرعت بهینه حرکت کردن (اتومبیل)، در ارتفاع مناسب پرواز کردن، گشت زدن (ماشین پلیس)