فشار، ازدحام، شلوغی،خرد کردن، کوبیدن، فشردن، له کردن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلخرد شده، شکسته
سنگدانه شکسته
شن شکسته
مصالح شکسته
سنگ شکسته
روباره (سرباره) شکسته
سنگ شکسته
اساس با سنگ شکسته
سنگشکن
سنگدانه شکسته درهم
شکستن [سنگدانهها]
رمزنگاشت، نامه رمزی
بلور، کریستال، بلوری، بلورین، شفاف، روشن
بلور مایع، کریستال مایع
درجه تبلور